ارجاعاتی که به عقاید جعفر صادق در میان نوشتههای گروههای متضاد از قبیل صوفیان، دانشمندان، شیعیان، فقه اهل سنت، اسماعیلیان، افراطیون و غیره یافت میشود نشان میدهد که صادق شخصیتی با نفوذ در میان همه مکاتب دینی مهم زمان خویش بودهاست. به گفته یعقوبی معمول بود برای هر کس که میخواست حدیثی از صادق بیاورد میگفت: "دانشمند به ما خبر داد که…" مالک بن انس وقتی میخواست چیزی را از صادق نقل کند میگفت: "ثقه (معتمد)، جعفربن محمد، خودش به من گفت که …" از ابوحنیفه هم مشابه این عبارت روایت شدهاست. اگر چه فرقهها و گروههای مختلف سعی کردهاند میراث علمی باقیمانده از صادق را به نفع خودشان به کار گیرند، با این حال کتب شیعی مهمترین منبع تعلیمات صادق میباشد. برای شیعیان دوازده امامی، جعفر صادق، ششمین امامی است که تشیع را به عنوان یک دستگاه فکری نیرومند و جدی در اواخر دوران بنی امیه و اوایل حکومت امویان پایهگذاری کرد. به گفته طباطبایی شمار احادیثی که از صادق و پدرش باقر روایت شده از تمام احادیثی که از پیامبر و دیگر امامان شیعه روایت شده بیشتر است. تفکر عرفانیشیعی که از میر حیدر آملی آغاز شد و با فیلسوفان دوره صفویه از قبیل میرداماد، ملاصدرا و قاضی سعید قمی ادامه پیدا کرده و تا زمان حاضر ادامه دارد، برپایهٔ احادیث امامان شیعی بخصوص جعفر صادق شکل گرفتهاست.
فقه شیعه بعد از جعفر صادق به فقه جعفری معروف شد، به این دلیل که احکام فقهی جعفر مهمترین منبع قوانین فقهی فقه شیعه میباشد. فقه جعفری همانند فقه اهل سنت بر اساس قرآن، حدیث و اجماع شکل گرفتهاست. اما تفاوت این دو در این است که در حالی که شیعه وزن بیشتری به عقل میدهد، فقه اهل سنت از نوعی قیاس در قوانین فقهی استفاده میکند. صادق به عنوان کسی که توسل به رای و قیاس را رد میکند، معتقد است که قوانین خداوند بسته به موقعیت تغییر میکنند و پیشبینی ناپذیرند پس وظیفهٔ بندگان این نیست که با تعقل در آنها قانون آن را کشف کنند بلکه میبایست با گرفتن دستور این احکام از امام تسلیم ارادهٔ خلل ناپذیر خداوند باشند. عمر بن حنظله (از شاگردان امام) در کتابش با عنوان مقبوله، از امام میپرسد چگونه اختلافات پیش آمده در میان امت باید حل و فصل شود و آیا کسی میتواند این اختلاف را به درگاه سلطان یا قاضی حکومتی ببرد. صادق به این سؤال پاسخ منفی داده در عوض یک سیستم غیررسمی قضاوت را پیشنهاد داده، ایراد میدارد که مردم باید به «کسانی که احادیث ما را روایت میکنند مراجعه کنند.» به این دلیل که امام «چنین شخصی را قاضی و حکم شما قرار داده است.»
عقاید جعفر صادق در الهیات از طریق مفضل که سوالات خود و جوابهای صادق را در کتابی تحت عنوان توحید مفضل گردآوری کرده، ثبت شدهاست. در این کتاب که در آن، صادق دلایلی برای یگانگی خداوند میآورد، به نظر، همان کتاب الاهلیلجه است که در پاسخ به درخواست مفضل که از صادق خواسته بود ردیهای بر کسانی که خداوند را انکار میکنند بنویسد، است. هشام بن حکم از دیگر شاگردان مشهور امام است که نظریاتش بعدها جزئی از الهیات شیعهٔ دوازده امامی شد. از جمله این نظریات ضرورت عقلی وجود امام در هر عصر است، که خداوند او را مسئول تعلیم و رهبری امت قرار داده است.
این سخن که: «هر که ادعا کند خداوند باعث شر است، به خدا دروغ بسته است. همچنین هر که ادعا کند خیر و شر هر دو از جانب خداست، به خدا دروغ بسته است،» منتسب به صادق است. این دیدگاه با دیدگاه معتزله که خداوند را از مسئولیت وجود شر در دنیا مبری میکنند، سنخیت دارد. به عقیدهٔ صادق خداوند به مخلوقات دستوری نمیدهد مگر اینکه به آنها توانایی انجام ندادن آن دستور را عطا کند، هر چند بدون اجازه او قادر به انجام آن نیستند. در واقع دیدگاه صادق چیزی بین جبر و اختیار (تفویض) است. بر این اساس، حکم خداوند بر برخی چیزها به صورت قطعی قرار میگیرد، اما برخی دیگر بر عهدهٔ انسان قرار میگیرند. این دیدگاه بعدها کاربرد زیادی پیدا کرده به «امرا بین الامرین» شهرت یافت. به این معنی که نه جبر مطلق، نه اختیار مطلق، بلکه چیزی بین این دو! همچنین روایت شده که سؤالکنندهای از صادق پرسید: " آیا خداوند بندگانش را مجبور به انجام شر میکند، یا آنکه اختیار آن را به خودشان واگذار کرده؟" صادق به هر دوی این سوالات جواب منفی داد. سؤالکننده پرسید: "پس چه؟" صادق جواب داد: "موهبت خداوند چیزی بین این دو قرار میگیرد."
تفاسیر قرآن منتسب به جعفر صادق از قبیل «تفسیر القرآن»، «منافع سور القرآن» و «خواص القرآن الاعظم» بیشتر به عنوان کتب رمزی-عرفانی شناخته شده و در انتساب آنها به صادق تردید وجود دارد. عبدالرحمان سلامی در کتب «حقائق التفسیر» و «زیادات حقائق التفسیر»، جعفر صادق را به عنوان یکی از منابع اصلی (اگرنه منبع اصلی) معانی قرآن نامبرده است.کتاب جفر، به عنوان یک تفسیر عرفانی بر قرآن کریم، همچنین به صادق نسبت داده شدهاست. به گفتهٔ ابن خلدون این تفسیر که ابتدا بر پوست گوساله نوشته شده بود در واقع به منظور روشن کردن معانی پنهانی قرآن نگاشته شدهاست. بر این اساس گفته میشود که صادق یک تفسیر چهار لایه از قرآن ارائه کردهاست. به عقیده صادق، کتاب خدا از چهار قسمت تشکیل شدهاست: عبارات روشن، معانی تلویحی، معانی پنهان مربوط به عوالم روحانی و حکمتهای روحی. به عقیده او معانی روشن مربوط به عامهٔ مردم است. معانی پنهانی برای برگزیدگان است، معانی تلویحی برای دوستان خداست و حکمتهای روحی مخصوص پیامبران است. صادق همچنین تأکید میکند که احادیث منتسب به پیامبر که با قرآن همخوانی ندارد باید کنار گذاشته شود.
گفته میشود که صادق تقیه را به عنوان ابزاری دفاعی در مقابل فشار و تهدیدی که علیه او و شیعیانش روا داشته میشد، به کار میبرد. تقیه در واقع نوعی طفره یا رازپوشی دینیاست که در آن مؤمنی که در معرض ترس یا خطر آزار و اذیت شدید قرار میگیرد، دینش را انکار میکند. به عبارتی دیگر، بر مبنای تقیه، این قابل قبول است که عقیدهٔ واقعی خود را پنهان کنید، در صورتی که با ابراز آن جان خود یا دیگری را به خطر میاندازید. دکترین تقیه در واقع هنگامی به وسیلهٔ صادق توسعه یافت که منصور عباسی حملات وحشیانهای را علیه علویان و حامیان آنان براه انداخته بود. به گفتهٔ معزی در منابع اولیه اسلامی تقیه به معنای «حفظ و نگهداری رمز و راز تعلیمات امامان بود.» تباین و تضاد موجود در احادیث ائمه، بر این اساس، به عنوان محصول نیاز به تقیه تلقی میشد. بر همین منوال از صادق روایت شدهاست که: «کسی که میداند ما (ائمه) حقیقت را میگوییم، از تعلیمات ما خرسند است و اگر ببیند بعداً چیزی خلاف آنچه شنیده ایراد کردیم، باید بداند که این تنها به نفع خودش است.» تقیه همچنین برای کسانی که نمیخواستند تعلیمات آنها برای همهٔ علما قابل درک باشد یا میخواستند معانی عمیقتر را از دید علمای معمولی پنهان کنند، معنایی رمزی داشت.
به عقیدهٔ هی وود، نیم جین از کتابهای دینی نام صادق را به عنوان نویسنده بر خود حک دارند، با این حال نمیتوان با اطمینان هیچکدام از آنها را به صادق نسبت داد. محتمل است که صادق نویسندهای بوده که کار نوشتن را به شاگردانش واگذار میکردهاست. جابر به عنوان مثال ابراز میدارد که آثارش یک جور بازنویسی تعلیمات صادق است و از خود چیز زیادی به آنها اضافه نکردهاست. در منابع تاریخی زیادی از قبیل طبری، یعقوبی و مسعودی همچنین نقل قولهای زیادی از صادق یافت میشود. ذهبی نیز به آثار روایی اهل سنت و دانشمنداناسماعیلی از قبیل قاضی نعمان اشاره کرده که اقوال صادق را در اثارشان ضبط کردهاند. کتاب جفر هم یک نوع تفسیر قرآن است که به گفتهٔ ابن خلدون توسط صادق دربارهٔ معانی پنهان قرآن نگاشته شدهاست. نسخههای مختلفی از یک وصیتنامه و همچنین مجموعهای از احکام حقوقی نیز به او نسبت داده شدهاند. همچنین اصول کافی اثر شیخ کلینی که از منابع اصلی حدیث شیعه است، حاوی مطالب و گزارشهای زیادی از آن امام میباشد.
جعفر صادق بعد از مجلس درس روزانه خود به مناظره با افراد مختلف از جمله خداناباوران میپرداخت. مفضل بن عمر جعفی در کتابی که به توحید مفضل مشهور شده، مباحثی را به نقل ار ایشان نوشته است که از دیگاه کالبدشناسی و تن کارشناسی (آناتومی و فیزیولوژی)، فلسفی و جهانشناسی به تحکیم پایههای خدا باوری طرف مباحثه میپردازد. در متن بعضی از این مناظرات به مسایلی علمی همچون گردش خون -که در آن زمان ناشناخته بوده- اشاره شدهاست.
ما را در سایت منابع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95